تبلیغات
just exo L
korea - hurts(6
hurts(6
سلاممممممممم
من اومدم با قسمته 6 به اخر نزدیک شدیم 
تو شروع گفته بودم مینی داستانه 
2یا 3 قسمت مونده تا
 پایان
و قسمته بعدی رمز داره تو کامنتا امیل بدین رمزو به امیلتون بفرستم یا هر چیزه دیگه ادرسه وبتونو 



تو راه بودم با هر قدمی که نزدیک خونه میشدم قلبم تند تند می زد

چی تو اون دختره بود که جذبش می شدم

بهم چی شده

وقتی که رسیدم درش تردید داشتم  که بزنم یانه

در اخر در و زدم

و بعد از چند لحظه درو باز کرد

مهسا بود استرس گرفتم

نی تونستم حرف بزنم چند دقیقه بدون هیچ حرفی به چشماش نگاه کردم اونم بهم نگاه می کرد و مهسا شکوتو شکشت من می تونستم تا فردا به چشماش خیره بشم

مهسا : اممم سلام

سهون:سلام ببخش که این وقته شب  مزاحمت شدم

مهسا ک نه بیا تو

ووقتی وارده خونه شدم

بهم اشاره کرد که بشین

ومن روی مبل نشستم

مهسا : برای چی این وقته شب اومدی ؟ و ادرسمو از کجا می دونی؟

Pov mahsa:

تو جلوم نشسته بود سهون همونه که با هر شب بهش فک می کردم تو چشماش یه نگرانی می دیدم

من خیلی راحت عاشقش شدم

اصلا هیچ راهی نیس همه ی دخترا عاشقش میشن

مهسا خیلی احمقی به یه پسر مشهور عاشق شدی به همین راحتی

سهون : من می خواستم باهات حرف بزنم

مهسا : در مورد چی ؟

سهون : در مورد تو

مهسا : من؟

Pov sehun:

شکه شد

من هم از مبل بلند شدم و به طرفش رفتم اونم ترسید و به عقب فت تا جایی که به دیوار بر خورد  و من  خیلی بهش نزدیک شدم

سهون داری چیکار می کنی ؟ مهسا ازم پرسید

من می دونستم کارم اشتباهو احمقی است اما تو همچنین شرایطی نمی تونستم خودمو کنترل کنم

و بازم به طرفش نزدیک شدم نفس های تند شو تو صورتم حس می کردم

و اروم لبامو روی لباش گزاشتم

و دستمو به کمرش گزاشتم و کشیدم طرفم و بوسیدم

اون هیچ کاری نمی کرد و شکه شده بود اما بعد چند لحظه اونم منو بوسید اول جا خورم اما بعد تعادلمو حفظ کردم و به بوسیدنم ادامه دادم

هر لحظه بوسیدنم عمیق تر میشد

چند دقیق به بوسدمون ادامه دادیم و بعد مهسا عقب کشید ونفس نفس می کشید و بعد به چشمام نگاه کرد هیچ چیز نمی تونستم بگم برای همین بغلش کردم و خم شد و به گوشش زمزمه کرم

سهون : فک کنم عاشقت شدم 

[ دوشنبه 23 شهریور 1394 ] [ 02:39 ب.ظ ] [ neda -k ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب


Xiuminカレンダー

ChenカレンダーA

Kaiカレンダー

EXO デビュー

EXO CHAN YEOL 時計