تبلیغات
just exo L
korea - WE WISH
WE WISH
اسم داستام WE WISH

 سلام میخوام اولین داستانمو بزارم

این داستان در مورد یه دختری به اسم یوناست که عاشق گروه اکسو ست و ایدلش چانیوله

یه روز خوب نبود هیچ کاری  نمی تونستم درست انجام بدم .

حوصله اموکید رفتم تو سایت اکسو گشتی بزنم  تو بالاییج با بزرگی  نوشته بود  خبر بد با دیدن تنها کلمه ی بد حس کردم قلبم برای یه لحظه ایستاد  باترس بر روی خبر کلیک کردم  و بادیدن خبر یه قطره اشک از چشمم سرازیر شد وبعد   هق هق گریه کردم هنوزم نمی تونستم باور کنم که اکسو دیگه نیست دیگه فعالیت نمی کنن .

صمیمی ترین دوستم که از خبر باخبر شد خودشو رسوند به خونه ی من  او هم نمی دونست باید چیکار کنه به من دلداری بده یا بشینه خودش گریه کنه  او هم بعد از چند دقیقه گریه کرد .

با صدا های گرون به همدیگه قول دادیم که به هیج وجه اکسو را فراموش نکنیم.

بعد از 6 سال بعد :

دیگه اکسویی نبود همه اکسو رو  فراموش کرده بودن حتی من برای یه مدت کم فراموشش کرده بودم  و به فکر رفته بودم  که یه دقیقه یوری صدام کرد

 یوری : یونا بازم به فکر فرورفتی باشو دختر زنگ زده بریم

یونا : یوری تو برومن میخوام تنها برم

یوری: سری تکان دادم و گفتم مواظب خودت باش

یونا : باشه بای

یوری : بای

بعد از چند دقیقه  از مدرسه خارج شدم سال اخرم بود اما من بی توجه بودم تو این فکر ها بودم که یهو به کسی خوردم و کتابام از دستم افتاد او هم با من نشست و کابامو جمع کرد وقتی  پاشدم بادیدن ان چهره یخ زدم  او چانیول  اکسو بود

چانیول :متاسفم

من :........ ها مشکلی نیس

چانیول از کنارم رد شد و رفت او هم فهمید اما چیزی نگفت   این اتفاق باور نکردنی بود او پارک چانیول بود

فلش بک :

اکسو با SM اختلافی شدن  و اکسو از SM رفتن یعنی داغون شدن  و هر کدوم از اعضا به یه کشور رفتن البته بعضیا شون به یه کشوره بزرگ  و همه شون یه فرد معمولی شدن

زمان حال :

ازپستش فرار کردم تا بهش برسم  و وقتی تو چند متری جلوم بود با صدای باند فریاد زدم چانیول

POV CHANYEOL :

با شنیدن چانیول در جام یخ کردم یعنی میشه نه چانی امکان نداره حتما یکی ز دوستاته وقتی برگشتمو اون دختر رادیدم باز فکر کردم  یعنی این دختر میشه یه اکسو ال باشه  ؟ یعنی منو فراموش نکرده ؟

 

POV YOONA:

تو جاش یخ زده بود تو وسط خیلبون یه دفعه من جیغ زدم مواظب باش اما دیگه خیلی دیر شده بود  یه ماشین به چانیول زد و لهش کرد و  فرار کرد و چانیول با صورت معصوم و خونی اش تو خیابون افتاده بود نمی دونستم باید چیکار کنم . دستام می لرزید

چطور بود ادامشو بزارم 

نظر یادتون نره

-----------------------------------------------

[ سه شنبه 20 مرداد 1394 ] [ 10:31 ب.ظ ] [ neda -k ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب


Xiuminカレンダー

ChenカレンダーA

Kaiカレンダー

EXO デビュー

EXO CHAN YEOL 時計