تبلیغات
just exo L
korea - hurts(3
hurts(3
سلاام
 می دونم بازم دیر کردم 
ببخشید 
حرفی ندارم 
برید ادامه
فقط نظر فراموش نشه

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
کای : او مای گاد 
فک کنم خیلی مشهوریم 
چانیول : منتظر کی هستین فرار کنین 
و تمتم اعضا بدون گفتن چیزی فرار کردن و فناشو دنبالشون باور نمی کردن که اکسو به ایران بیاد 
اما در طول راه گمشون کردن 
دی او با اینکه نفس نفس می زد گفت من بهتون گفتم نیاریم ایران 
کای حرفشو قطع کرد اما کیف می ده  ولی باید یه هتل پیدا کنیم وقتی می خواستم برن اون دخترو رو دیدن ( همون مهسا  )
بکی : صبر کنید 
چانی : بکی تو هم مثل من فک می کنی 
بکی : اره فک کنم
دی او : باز شما چی فک می کنید 
چانی : ما قرار گرفتیم امروز نریم هتل و لی فردا بر می گردیم کره 
دی او اگه به حرفه ما گوش کنی فردا قول می دم بر گردیم 
دی او : حالا حرفتو بگو 
بکی : نریم هتل 
سهون : تو خیابون بخوابیم 
چانی : نوچ نوچ تو خونه ی اون دختره 
کای : ها ؟
دی او : چی میگین : چرا بزارن ما تو خونه ی اونا بمونیم ؟
بکی : ما مشهوریم 
سهون : ما تو ایرانیم نه در هالیوود ( اینو با لحنه  مسخره ای گفت )
چانی : خوب تو ایرانیم اما بازم یه سانسی 
کای حرفشو قطع کرد 
اره امتحانش کنیم و باهم نزدیک خونه رفتن 
کریس : لوهان تو درو بزن 
لوهان : چرا من 
از همه بزرگتر بزنه شیومین 
شیومین : به بزرگترا احترام بزارید باید از همه کوچکتر درو بزنه 
سهون : هییییییییییییی
چانی : اره همه موافقن 
پس تصمیم گرفتن سهون درو بزنه 
pov sehun:
اههههههههه از همه کوچک تر بودن  بده همه ی کرو باید تو بکنی 
رفتم کنار در و در زدم یه دختر قد بلند و زیبا درو باز کرد 
و از دیدن ما شوکه شد 
--------------------------------------------------
خوب چطور بود ؟ 
ادامه شو فردا می زارمممممم

[ چهارشنبه 4 شهریور 1394 ] [ 06:10 ب.ظ ] [ neda -k ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب


Xiuminカレンダー

ChenカレンダーA

Kaiカレンダー

EXO デビュー

EXO CHAN YEOL 時計