تبلیغات
just exo L
korea - we wish(6
we wish(6
سلاممممممممممم 
می دونم خیلی دیر کردم .
ببخشید .
اما برای اینکه خیلی دیر کردم قسمت بعدیشو فرداش می زارم .
خوبه ؟ فقط نظر فراموش نشه.




.http://media.wisgoon.com/media/pin/images/o/2015/8/14/20/1439568938259636.jpg
پس برید ادامههههههههههههههه
............................................................................
............................................................................
............................................................................
............................................................................
............................................................................

povkai:
یعنی چرا دختره خواسته شب بیاد 
منظوری داشته خوب هر چی که بخواد من بر می گردم کره
و شب رسید لباس خواصی نپوشیدم یه تیشرت و یک شلوار 
زنگ در به صدای در اومد رفتم در و باز کنم وقتی که درو باز کردم 
با صحنه ای که روبه رو شدم باور نکردم 
چرا کای میشه الان تو فرانسه ای میشه 
دختر ه  یه لباس تنگ و خیلی کوتاه پوشیده بود اما اینجور چیزا می تونی تو کره هم ببینی کای به خودت بیا 
امی : سلام 
کای : بیا تو 
امی : باش
کای : چی میخوای ؟
امی : خوب اینجا اومدم حرف بزنیم بشین
کای : خوب برو سر  مطلب 
امی : کای من تو رو خیلی دوست دارم 
کای : اینجا اومدی اینو بگی اینو قبلنم بهت گفتم من تو رو دوست ندارم پس بای 
امی بلند شد یعنی میره  خوب بهتر که میره خخ
اما بهم نزدیک تر می شد و منم با ترس به عقب می رفتم
 تا که به دیوار خورم ( می دونین اکثرا پسرا اینکارو می کنن و دختر به عقب  میره اما من خواستم خواص باشه )
و امی خیلی بهم نزدیک شد 
سوم شخص :
 امی اروم اروم به کای نزدیک شد و لباشو گزاشت تو لبای کای 
و کای لهش داد و گفت چیکار می کنی 
امی : من ... من فقط می خواستم برای اخرین بار ببوسمت 
کای  : تو چطور به خودت جرئت دادی که همچنین کاره احمقانه ای بکنی و
و کای عصبانی شد و رفت بالا اتاقش 
و امی تو پایین روی مبل نشست 
کا یه دوش گرفت و روی تختش نشست بعد چند دقیقه ای خوابش برد 
 و امی که می خواست دره اتاقشو بزنه یه فکر یه فکرش رسید اروم دره اتاقشو باز کرد و دید که کای خوابیده 
و امی هم از فرصت استفاده کرد و کنار کای خوابید
روز بعد :
کای بیدار شد می خواست که بره دوش بگیره دید که یه دستی تو دستشه 
و با ترس به پشتش نگاه کرد و امی رو دید و جیغغغغغغغغ زد
و امی هو با ترس بیدار شد و به کای نگاه کرد و گفت کای چی شده 
کای : تو چرا اینجایی؟
امی : یعنی نمی دونی ؟
کای : من مطمئنم کاری نکردم 
امی :  اوقدرم مطمئن نباش 
 و کای بلند شد و رفت  
pov kai :
تو راه بودم   هنوز م به خودم باور نمی کردم که کاری به امی کرده باشم 
نه کای تو نمی تونی تو راه بودم که فکرم به دوربین اتاقم رفت من همیشه تو خونه و اتاقام دوربین داشتم 
و از راه دور زدم 
و به خونه رسیدم
و فوری به اتاقم رفتم و دوربین اتاقم را به لپ تابم وصل کردم و منتظر پخش شدنش شدم 
 وقتی که بازشد 
به چشمامام باور نکردم
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
خوب چطور بود ؟ 
خوشتون اومد ؟
و می دونم با اینکه شخصیت های اصلی چان و یونا هستن تمت من بیشتر در مورد کای می نویسم خوب خواستم تو این داستا کایسو رو هم قاطی کنم

[ چهارشنبه 4 شهریور 1394 ] [ 04:40 ب.ظ ] [ neda -k ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب


Xiuminカレンダー

ChenカレンダーA

Kaiカレンダー

EXO デビュー

EXO CHAN YEOL 時計