تبلیغات
just exo L
korea - (3)we wish
(3)we wish
سلاممم 
خوبین ؟ 
می دونم یه کم دیر شد ببخشید
امیدوارم از این قسمت راضی باشین http://media.wisgoon.com/media/pin/images/o/2015/8/14/20/1439568938259636.jpg


وارد اتاق چانی شدم و با دیدن چانی یه قطره اشک از چشمم سرازیر شد
خیلی وقت بود ندیده بودمش اما اصلا عوض نشده بود همون چانی بود 
من میدونم از اول اشتباه کردم نباید از کره می رفتم 
pov chanyeol:
با دیدن بکی شوگه شدم انتظارشو داشتم که میاد اما وقتی که یهو دیدم ...
اما اصلا عوض نشده بود هنوز خوش قیافه  بود 
چانی :بکی ؟
بکی : سلام چانی 
چانی : سلام 
بکی : خوبی بابالنگ دراز؟
زدم زیر خنده هیچ تغیری نکرده بود هنوزم بهم بابالنگ دراز می گفت
چانی :اره
بکی ؟ چی بلایی بر سرت اوردی ؟ 
اینبار به چه کسی قلدری کردی ؟
بازم زدم زیر خنده
بکی ؟خنده داره 
چانی ؟من سوپر من هستم به من چیزی نمیشه 
بکی ؟اصلا عوض نشیدی هنوزم بچه ای 
چانی :....
باهم غرق صحبت بودیم که در زد 
اون دختره بو د یه دقیقه من هنوز اسمشو نپرسیده بودم 
قبل از من بکی گفت چیزی شده یونا 
فک کنم اسمش یونا بود بکی از گجا می دونست 
یونا : نه می خواستم بگم اگه چیزی لازم شد بگین 
بکی : ممنون اما الان که چیزی لازم نداریم 
چانی : راستی بکی از کجا یونا رو میشناسی ؟
بکی : وفتی که زنگ زدم بهت یونا جواب گوشیتو داد
چانی :اهان 
رو به یونا کردم 
یونا تو منو از کجا میشناسی ؟
یونا :.... من 
اکسو ال بودم وقتی تو رو هم تو خیابون دیدم شوکه شدم 
بکی ؟ چی ؟تو هنوز اکسو رو فراموش نکردی ؟
یونا : نه من هنوز باور دارم که یه روز دوباره اکسو تشکیل می شه 
 بکی چیزی نگفت  و منم لبخندی زدمو سرمو پایین انداختم 
بکی : واقعا تو اکسو ال هستی 
تنها تویی که که اکسورو فراموش نکردی 
یونا : ممون نه اونجورم نیس من یه دوست دارم اونم هر شب به عکساتون نگاه می کنه و بعد می خوابه 
چانی : دوستت می تونه بیاد اینجا ؟ 
یونا : اره 
من دیگه میرم تو حیاطم
pov yoona:
باورم نمیشه بیون بکهیون بهم گفت ممنون 
این باور نکردنیه 
فوری زنگ زدم به یوری 
یونا : یوری 
یوری : سلام 
یونا : می دونی چی شده ؟؟
یوری ؟ چانیولو دیدی ؟ (اینو به حالت مسخره گفت )
یونا : اره 
یوری : یونا نور به سرت زده دویوونه شدی برو بخواب
یونا :باور کن 
یوری : برو بخواب اذیتم نکن 
یونا : باور کن درست می گم
چانیول هم گفت می خواد تورو ببینه 
یوری : چی ؟
یونا : من ادرسو بهت اس می زنم الان تو بیمارستانیم بیا 
یوری : بیمارستان ؟
یونا : اره بیا می گم چی شده 
یوری : باشه
بعد از 5 دقیقه اومد 
یوری : کجاست ؟
چه زود اومدی 
 یوری :کجاست ؟
 یونا :تو داخل 
یوری : چی شده ؟
تمام قضیه رو بهش تعریف کردم 
یوری تو شوک بود باور نمی کرد 
یونا : یه گلی یه چیزی ...
یوری :با عجله اومدم نزدیکایه اینجا یه گل فروشی هس میرم بخرم 
یونا : باشه زود برو و بیا
یوری : باشه 
بعد از چند دقیه اومد و بعد رفتیم به طرف اتاق درو زدیم 
صدای بکی بود بیا 
یونا : سلام 
من یوری 
چانی :سلام 
بکی : سلام  منم ...
یوری : بیون بکهیون
چانیول زد زیر خنده
-----------------------------------
چطر بود ؟
خوب بود ؟


[ دوشنبه 26 مرداد 1394 ] [ 11:29 ق.ظ ] [ neda -k ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب


Xiuminカレンダー

ChenカレンダーA

Kaiカレンダー

EXO デビュー

EXO CHAN YEOL 時計