تبلیغات
just exo L
korea - we vwish (32
we vwish (32
قسمت 32
فقط یک قسمت مونده 
قسمت اخرو شب میزارم
http://media.wisgoon.com/media/pin/images/o/2015/8/11/23/1439320058926795.jpg

ته مین : خیلی وقته ندیدمتت کای دلم برات تنگ شده و بعد کایو بغل کرد

و دی او هم حسودی می کرد اما به روش نمی اورد

انیو : خوب ما از اس ام خارج شدیم

تائو : چی ؟ می خواین چیکار کنین ؟

کی : می خوایم اینجا باشیم تو

2 سوگاش

سوهو : واقعا ؟

مینهو : اره

 و بعد گذر زمون گروه هایی که دوستشون بود اومدن تو کمپانیای تائو

کامپاتیا ی 2 سوگاش تو کره خیلی مشهور شد

و بعد همه چی روبه راه بود

Pov chanyeol :

هر وقت که یونا رو می بینم قلبم تند تند میزنه اما نمی دونم برای چی ؟

 

 نکنه من 

نه نه چانیول نمیشه

ما فقط دوستیم

من عاشقش شدم  اما 

من نمی تونیم بهش اعتراف کنم

حداقل الان دوستیم اگه بهش بگم ممکنه دیگه نتونم ببینمش 

با بلکه اونم منو دوست داره چرا من ازش نپرسیدم طرفدار کدوم از ماست 

یا من نیستم یا دیگری باشه 

اووووف چیکار کنم؟

با خودم بحت می کردم که بک وارد اتاق شد و تو تخت دراز کشید 

بک : چان ؟

چان :...

بک : چانیول ؟

چان : .....

بک : پارک چانیول ؟

چان : ها؟

بک : چی شده پسر ؟

چان : نمی دونم بک من فک کنم عاشق شدم 

بک : اووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو 

کیه ؟

چان : یو.یو.یونا

بک : ها ؟ یونا ؟ نمیشه

چان : چرا ؟

بک : چون خوشگله خخ

چان : مسخره بازی در نیار 

بک : باشه باشه برو بهش  اعتراف کن دیگه

چان : می ترسم

بک : خخخ مگه بچه هستی برو کای 2 جلسه کلاس بزاره برات خخ

چان : بیون بکهیون ( با حالت عصبانی گفت )

و بک دیگه هیچی نگفت

و من تو تختم درا ز کشیدم و نفهمیدم کی خوابیدم 

وقتی چشمامو باز کردم همه ی 11 نفر و یوری تو اتاقم بود

لوهان : بیدار شد 

سهون : اره اره

کریس : خیلی می خوابه

کای : من می خوام اب بریزم تو سرش 

دی او : کای ؟

یوری : چانیول ؟

چانیول : چی شده ؟ چرا همه تون اینجایین ؟

بکهیون به کسی چیزی نگفتی  مگه نه ؟

بک : والا من نبودم کای پرسید و قلقلکم داد منم مجبور شدم بگم

چان : یوههههههههههه

فک کنم به کله دنیا خبر دادین بجز یونا 

یوری : اره بجز یونا همه مون ی دونیم

و از تختم بلند شدم رفتم حمام و دوش گرفتم و مسواکمو زدم 

و یه  تیشرتو یه شلوار جین پوشیدم و اومدم بیرون 

یوری : ما بهت کمک می کنیم که  اعتراف کنی 

بک : کای  هم 2 جلسه بهت درس میده خخ

کای : خخخ

دی او : کای ؟

چان : این مسخره بازیا چیه من  می تونم خودم اعتراف کنم 

به کمکتو نیاز ندارم

همه : نمی تونی 

بک : اخرین باری که به یه دختر اعتراف کردی دختر ترسید و فرا کرد خخ

چان : اون یه اشتباه بود

کای : نبود

در نهایت راضی شدم 

و پسرا یه عالمه نقشه کشیدن 

2 روز بعد :

خیلی  استرس داشتو امروز با یونا می رفتم سینما 

با کای خیلی تنرین کردیم تو حرف زدنم حرکتام اما بازم استرس دارم نمی دونم برای چی 

چانیوا تو چانیولو اکسو هستی تو در روی یه دختر تو چه وضعی افتادی

ساعت 6 بود من باید برم دنبالش از پسرا خداحافظی کردم و سوار ماشینم شدم و رفتم به طرف خونه ی یونا 

و بعد منتظر موندم بعد ند دقیقه یونا هم اومد واووووووووووووو یه چیراهن کوتا مشکی پوشیده بود خیلی زیبا شده بود

امد و نششت تو ماشین 

یونا : سلام 

چان : سلام کاجا 

و رسیدیم به سینما من بهش گفتم فیلمو خودش انتخاب کنه اگه من یه فیلم عاشقانه  انتخاب می کردم می فهمید یه دقیقه من می خواستم بفهمه احمق چان و یونا یه فیلم ترسناک انتخاب کردو رفتیم نشستیم تو سرجامون و فیلم شروع کرد چون من خیلی به فیلمای ترسناک نگاه می کنم برای من عادی بود اما فک کنم یونا می ترسید چون دستمنو محکم گرفته بود یه دقیقه یونا دستو منو گرفته و سطایه فیلم بود که یونا جیغ کشید و منو بغل کرد و منم اونو بغل کردم اون شکه شد و فهمید که منو بغل کرده  اروم خودشو می خواست از من جدا کنه نزاشتم و ارم تو گوشش گفتم 

دوستت دارم

pov yoona:

چی ؟ دوستت دارم اینارو فک می کردم اما نتونستم تکون بخورم چون چانی منو محکم بغل کرده بود منم نا خوداگاه بغلش کردم البته نمی تونم بگم نا خودگاه چون کاملا متوجه بودم چی می کنم وسرمو گزاشتم تو سینه اش و محکم بغلش کردم

pov chanyeol :

یه لبخندی زدم و ستمو گزاشتم تو سرش 

تقریبا 5 دقیقه مونده بود به تموم شدن فیلم 

من یونا رو از خودم جدا کردم و اروم لبامو گزاشتم تو لباش و بوسیدمش 

و اونم البته جواب بوسه هامو داد

هر 2 تامون نفس کم اوردیم جدا شدیم یونا نفس نفس می زد

من یونا رو بغل کردم و یه بار دیگه لبامو گزاشتم تو لباش اما خیلی کوتاه 

و بعد دستشو گرفتم و باهم رفتیم 

اول بستنی خوردیم 

و بعد رفتیم یه مال زوجی گرفتیم 

و نصف شب من یونا به خونه اش بردم و خودم رفتم خوابگاه وقتی وارد خوابگاه شدم

همه به طرف حمله کردن 

کای : ی شد ؟

بک : نکنه

دی او : نه بابا

لوهان : مثبت فک کنیم 

سهمون : بزارین خودش بگه

چان : خوب بود یعنی عالی یعنی بهتر از عالی 

کای : می دونستم 

-----------------------------------------------------------

[ دوشنبه 30 شهریور 1394 ] [ 11:11 ق.ظ ] [ neda -k ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب


Xiuminカレンダー

ChenカレンダーA

Kaiカレンダー

EXO デビュー

EXO CHAN YEOL 時計