تبلیغات
just exo L
korea - hurts
hurts
سلامممم
 
من برگشتم با یه داستان تازه البته این مینی داستانه تقریبا  4و 5قسمتی
 امیدوارم خوشتون بیاد 
نظر فراموش نشه 

18سالم تموم شده بود می خواستم خارج کشور درس بخونم اما نمی دونستم کدوم کشور ؟ 
از کره ی جنوبی تعریف های زیادی شنیده بودم .
پس تصمیم گرفتم تو کره جنوبی دانشگاهمو تموم کنم.
و خیلی یهویی من از ایران رفتم بدون خداحافظی از دوستانم 
وقتی که به کره رسیدم با یه مشکلی موجه شدم من با زبان کره اشنا نبودم برای همین قرار گرفتم انگلیسی حرف بزنم 
از هواپیما پایین اومدم  حس خوبی داشتم از یه طرفم نگران نگرانه درسام  بودم من تو ایران یکی از نخبه ها بودم می ترسیدم اگر نتونم ..
حرفمو قطع کردم نه مهسا تو میتونی  به خودت اعتماد داشته باش 
چمدونمو گرفتم و حرکت کردم  نزدیکی های مرکز شهر یه خونه اجاره کردم قیمتاش برام فرقی نمی کرد 
چون مامام تو پشتم بود بهم گفته بود هر جور راحتم زندگی کنم نگران پول نباشم 
تو کنارم خیلی چیز نیاورده بودم برای همین هم برای گردش هم  برای خرید به بیرون رفتم
اول به یه فروشگاه لباس فروشی رفتم و کمی لباس خریدم 
و بعد برای غذ خوردن به یه روستوران رفتم به منو نگه کردم  همه شون غذا های عجیب بود من هیچکدو مشونو ندیده بودم سعی کردم ساده ترین غذا رو سفارش بودم برنج سرخ شده و یه دونه کولا بعد از غذا یه گشتی تو سئول زدم و به خونه برگشتم و روی کانپه ولو شدم 
وقتی چشممامو  باز کردم  صبح شده بود 
رفتم دست و صورتمو شستم و یادم اومد که من برای خوردن چیزی نخریدم برای همین تصمیم گرفتم بازم بیرون بخورم به همون رستوران رفتم منو رو گرفتم 
فک  کنم یه بار باید این غذا هارو امتحان کنم یه غذا سفارش دادم که حتی  نتونستم اسمشو بخونم به خودم  خندیدم 
غذا رو اوردن قیافش عجیب بو د با یه قاشق از غذا خورم طعمش واقعا عالی بود 
فک نمی کردم این غذا همچنین طعمی داشته باشه  از رستوران خارج  شدم  رفتم خونه و کتابمو باز کردم الان باید درس بخونم و مشغول خوندن کتاب شدم نزدیکای صبح بو د که خوابیدم 
باورم نمیشد که اینقدر درس بخونم
فردای ان روز تصمیم گرفتم به ایران برگردم چون وسایل هایی بود که لازمش داشتم البته همه ی اینا بهانه بود مهم ترینشان دوستانم بودن
که بدون خدا حافظی اومده بودم
رفتم فرودگاه و بلیط گرفتم  ساعا پرواز 4 بود اما الان ساعت 2 بود
تصمیم گرفتم مناظر باشم تو فروگاه 
در ان لحظه از کنارم 12 پسر رد شدن همه ی دخترا داشتن جیغ می زدن 
فک کنم خواننده باشن برای دیدن کمی نزدیکتر رفتم به طوری که 20 سانت فاصله داشتم 
 که یهو کسی منو هل داد و من افتادم به بغل یکی از اون پسر ا 
pov sehun:
یه دختر زیبا از دور مارو نگاه می کرد حدس می زدم کره ای نیس 
یواش یواش جلو اومد 
در حالی که با من 20 سانت فاصله داشت ایستاد  که یهو یکی از طرفدران هلش داد و به بغلم افتاد و منم همرا او به زمین !!
---------------------------------------------------------------------------------
چطور بو د ؟
خوشتون اومد ؟
نظر بدین 

[ یکشنبه 25 مرداد 1394 ] [ 05:13 ب.ظ ] [ neda -k ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب


Xiuminカレンダー

ChenカレンダーA

Kaiカレンダー

EXO デビュー

EXO CHAN YEOL 時計